خرید بک لینک
چی بگم

به کی بگم

کجابرم

کجابمونم

زخمهای پنهان

دردهای پنهان

حال بد

خوابیدنم دردی ودوا نمیکنه

زندگیه مسخره

اه ازفضای مجازی بدم میاد

برچسب: نویسنده: حمید قنبری‌پور تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:05

چندتا پست داشتم خیلی دوسشون داشتم ولی حذفشون کردم این چندروزه 5تاپست گذاشتم ازرویای واقعی تا پست دیشب ولی دیلیت کردم گاهی اوقات باید بگذری ازچیزایی که دوسشون داری باید بگذری تا برسی باید گذاشت وگذشت وگذشت وگذشت من میخام معامله کنم معامله

بعضی موقعها باید بفهمی داری چکار میکنی

باید خودتو نزنی به اون راه

باید بدونی کجایی

کجایی واقعا

برچسب: نویسنده: حمید قنبری‌پور تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:05

-دلم میخواهد کسی هم عاشق من بشود.. اما هیچ کس عاشقم نمیشود.
گاهی برای خودم نامهی عاشقانه مینویسم و همین را داستان میکنم؛ داستان دختری را که برای خودش نامههای عاشقانه مینویسد...

#هوشنگ_مرادی_کرمانی

برچسب: نویسنده: حمید قنبری‌پور تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:05

میدونی ت ن ه ا ی ی یعنی چییعنی اینکه خسته بشی از اینستا وتلگرام و.... دوباره بیای سراغ اینجا اینجا بنویسی وبنویسی منتظرنباشی لایکت کنن کسی تورو نشناسه وتوهی بنویسی چی بگم ازاین همه خیال خیال خیال خسته شدم ازاین همه گروه وکانال وربات وبقیه اینجا خوبه به چیزی محکومت نمیکنن ولی واقعا خسته شدم ازپروفایل چک کردن آخه چه کاریه خخخخ تغییرات مخاطبین رو خیلی چک میکنم احتمالا یه نوع اختلال بشه یعنی اختلال روانی دیگه ضعف میکنم این چه شام نخوردنیه وزنمم که سرجاشه شام نخوری وهمش لوبیا پلو بیاد جلو چشات اینکه مرگ تدریجیه بابا خخخخخ همه خوابن ولی من بیدارم بی دار بیدار سکوت وسکوت نه داره صدای پارس سگا میاد وصدای ردشدن ماشیتی از دور یه کم درس داشتم ولی نخوندم بابهترین وقدیمی ترین دوستم کات کردم باهاش یه جروبحث کوچولو کردم وبعد ازچند روز پروفایلمو درمورد دوستای نامرد عوض کردم واون بهش برخورده بود منم بعد ازچند روز بهش پیام دادم که بیا توتلگرام باهات کار دارم ولی اون گفت که نت نداره وحرفیم باهات نداره ناراحت شدم ازدستش قدیما بلاکش میکردم وقتی ناراحت میشدم ازدستش ولی الان کلن حذفش کردم شمارشو کم کم میخام عادت کنم که دیگه دوستی نباشه بینمون وتمومش کنم اینجوزی بهتره چرا باید یکی باشه ماروازتنهایی درآره بهتره نباشه یعنی میخام نباشه 10سال بیشتره باهم دوستیم ولی بعضی وقتهام باید یه چیزایی تغییرکنه ومن م

برچسب: نویسنده: حمید قنبری‌پور تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:05

روزتعطیلیه دلگیر پرازبی حوصلگی وکلافگی وخسته ازهمه چی موج منفی خوشم نمیادبدم ولی نمیشه که الکی بگم من چقد خوشحالم من چقد سرحالم چای مینوشم خیلی دلم چای خاست به طرز عجیبی ورفتم دم کردم وریختم تو فنجونهای کمرباریک البته به قدری چای میخاستم که کلن قوری رو برداشتم آوردن پیش خودم هرکی سرش توکارخودشه یکی سرش توگوشیه یعنی همه یه جورایی سرشون توگوشیه خخخخ خودمم که سرم توگوشیه امروز شلوغ بودیم خواهربرادرها تشریف داشتن با وروجکهاشون قیمه مادر پزخوردیم الان خواهرم روبرومه داره درس میخونه اونم چه جور درس خوندنی پس پس پس اه سر آدمو میبره اینم طرز درس خوندنه تی ویم که داره اخبارنشون میده دررابطه با گرونیه نون میگن ای بابا دیگه چه بلاهایی میخان بیارن سر این مردم واقعا بس نیست بس کنید توروخدا صلوات شمارمو دستم میگیرم وصلوات خوندمو ادامه میدم واین روزا دعا برا فرج امام زمان بهترین دعاست برا آرامش رسیدن همه فعلا برم بای

برچسب: نویسنده: حمید قنبری‌پور تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:05

داشتم با دوستم چت میکردم بحث پاییزوعکسهای دونفره واین چیزا منم براش نوشتم که میدونی تنهایی خیلی سخته خیلی درد داره من این روزا واین فصل تنهایی روباتمام وجودم حس میکنم خیلی طعم بدیه حس بدیه البته من به درد تشبیهش کردم یه درد استخونی که ازتمام اعماق وجودآدم احساس میشه وتیرمیشکه دردی که کل بدنتو درگیرکرده یه درد قدیمی که یه مدت خوب میشه دوباره فیلش یاد هندوستان میکنه ودردامانت رو میبره ای وای ازپاییزودردهای لعنتیشدرد من میدونی کی به اوج خودش میرسه موقع بارون وهوای مه آلود لامصب درد که درد نیست آروم وقراروازت میگیره اصلن بیقراری بیقراره بیقرار داشتم اینا برا دوستم مینوشتم که دوستم بهم گفت ای بابا فیلسوف شدی برام بهم گفت ولی بی پولی بد دردیه نه منم گفتم که آره اونکه دردش درد زایمانه خخخخخ

برچسب: نویسنده: حمید قنبری‌پور تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:05

هوای سردپاییزی هواییه که من عاشقشم فقط میخام بنویسم ازش مادر رفت بیرون بهم پیشنهاد دادبریم پیاده روی واینکه سر راهمون یه مقدارخرید کنیم ولی نرفتم وموندم توخونه درازکشیدم و کناردستم یه بشقابه که یه سیب ویه پرتغال گذاشتم ویه چای لیوانی با نبات ریختم که تواین عصر پاییزی میل کنم هوای بیرونم که دارم نگا میکنم هوای عالی با آسمون آبی وبدون لک عجب هوای دونفره ای شود این هوا طفلی با مامانم نرفتم بعد دارم درمورد هوای دونفره میگم پرتغالمو پوست میکنم وبه بهترین روزهایی که آرزو دارم درانتظارم باشه فک میکنم قاچ اولو که میزارم تودهنم اوی سرد بود سرد سرد درست مث دستهای من که دوس داره گرم بشن گرم گرم.گرم بشن به گرمای وجود کسی که .... صدای زنگ میادبهتره برم دروبازکنم احتمالا داداش بزرگه باشه واومده حالی ازمون بگیره بیام یه چای براش بریزم ازاون چای ها که همیشه دلبری میکنن برام واینقد خوشگل رنگش جلوه میکنه که سریع ازش عکس میگیرم به سیب توی بشقابم نگاه میکنم برش میدارم ودر دستانم لمسش میکنم واونو قل میدم اونقد تودستام قلش میدم بعدش خسته میشم ومیزارمش سرجاش وپوستشو میکنم وبا اجازتون میخورمش هوای امروز باعث شده که من هی بنویسم ازهمه چی ازقند تو قندون ازچای تو فنجون از پرتغال تو بشقاب ازهرچی فقط میخام بنویسم وبنویسم امروزاین هوای لعنتی آدمو دیوانه میکنه نه بارونی نه ابری نه خش خش برگی پس چه مرگمه نمیدونم

برچسب: نویسنده: حمید قنبری‌پور تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:05

امروز یه روز سرد وخشک پاییزی است یه روز سرد که سردیه روزگاراین سردی روچندبرابر میکند... نمیدونم مین اینجوریم یا همه این مدلین که روزای سرد وخشک خصوصا توپاییز بیشتر احساس نیازمیکنی به یه همدم وکسی که بشه باهاش حرف زدو اونم شنونده خوبی باشه ودرکت کنه .شاید ربطی به آب وهوا نداشته باشه ویا ...نمیدونم ولی امروز یه جوریم که کمتر دوس دارم حرف بزنم وبیشترسکوت رودوس دارم تواتاقم روی مبل راحتی نشستم ویه کمی سردم شده وشالم روبرداشتم وپیچیدم دورسرم ولباس گرم مخملیمم تنم کردم ولی بازم سردمه تو اتاقم بخاری نیست ولی توی هال واتاق نشیمن دوتا بخاری هست با این حال بازم سردمه وازدیشبم سرفه میکنم ویه ذره سردرد دارم بعدازظهرم که باید برم بیرون احتمالا یه ساعتی پیاده روی کنم قبل نوشتن این مطلب داشتم کتاب دختری درقطار رومیخوندم که مادرم صدام زد که بیا ناهاربخور ومن جواب ندادم وبه خوندن کتاب ادامه دادم کتاب جالبه من فعلا تاص 30 ش روخوندم قصه دختر تنهایی به نظرمیرسه باشه آدمی که بریده وازخیلی جاها خاطره داره حالا درادامه بینم چه جوریه سرم رو روی مبل میزارم یه ذره راحتتر میشینم روی مبل وبه عکسهایی که روی دیوار اتاقم چسبوندم نگاه میکنم بعضی وقتها بی تفاوتم .آها حالت امروزم اینجوریه دوس دارم سکوت کنم وتنها باشم وبی تفاوت به همه چی یه دفه چشمم به دار قالی افتاد که دوساله نیمه کاره اقتاده وتصویر یه کلبه قشنگ تو

برچسب: نویسنده: حمید قنبری‌پور تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:05

کارشناس هواشناسی اعلام کرد که .....

هوای همدیگروداشته باشید

زندگی خیلی کوتاه است

برچسب: نویسنده: حمید قنبری‌پور تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:05

صفحه بندی